ي. تاريخ طبيعي
طبقهبندي افرادي كه در اين فصل مورد بحث قرار ميگيرند واقعاً مشكل است، بهترين دليلش اين است كه هيچ كدامشان، جز چينيان، واقعاً طبيعيدان نبودند. اغلب آنان فيلسوف، جامعالعلوم، جغرافيدان، مترجم، پزشك، و تقريباً هر چيزي بودند، جز طبيعيدان. با اين حال، وقتي انسان ميخواهد پيشرفت تاريخ طبيعي را در اين عصر، ارزيابي كند از يافتن مطالب باارزش و متنوع در شگفت ميشود. چون اگر طبيعيدان اندك بود، در عوض تقريباً هر فيلسوف يا پزشكي ناچار بود سوٴالات زيادي در زمينهٴ علوم طبيعي از خود بپرسد و بدانها پاسخ گويد.
پس اين بازي غريبي بود و بازيگران بسيار داشت، كه برخيشان افراد بزرگي بودند، ولي به جهات ديگر؛ و تنها توجهشان بدين كار نبود. بسياري از بازيگران، ولي نه افراد برجسته.
1. مسيحيان غربي. آلبوم ويلار دوهونكور معمار فرانسوي، حاوي قطعات متعددي است از جانوران (نرمتنان، سخت پوستان، حشرات، پرندگان، خارپشت، شير) و كالبدشناسي هنري، و در ورق آخر دستورالعمل براي نگهداري رنگهاي طبيعي گلهايي كه در يك گياهخانه نگهداري ميشود.
گورخرهاي آسياي مركزي و گوسفندهاي كوهي بزرگ، كه به غلط گوسفند قطبي ناميده شدهاند براي نخستين بار (دست كم در زبانهاي غربي)، توسط ويلهلم روبروكي توصيف شدهاند. كتاب ماركوپولو سرشار از موضوعهاي جالب است: اشاره به زغال سنگ و مورد استعمال آن، پنبهٴ نسوز، توتيا، ريواس، برنج و شراب برنج، نيل، زنجبيل، قوش گرجي، گوسفند دنبهدار، گاو كوهاندار، و غيره. پولو بهترين مظهر اظهارات ماست. مسلماً او را نميتوان يك طبيعيدان شمرد، ذهن فعال و هوشيارش متوجه اين زمينه نبود، با اين حال در سايهٴ او معلومات ما در مورد تاريخ طبيعي آسيا از بسياري جهات غنيتر و بهتر شده است. شايد ساير سفرنامهها برخي اطلاعات ضمني عرضه كند؛ هرچند تعداد آنها زياد نيست، چون غرايب و شگفتيهايي كه جلب توجه ميكرده معمولاً هميشه يكسان بوده است، و مسافر معمولي آن چنان كسل و چندان بيتوجه به روح مشاهده بود كه ترجيح ميداد خبر آنها را از ديگران بشنود تا خود زحمت مشاهده را بپذيرد، حتي وقتي هم كه رسيدگي بدان زحمتي نداشته است. در مورد مشاهدهٴ گياهان و جانوران غيرمعروف شايد جز چند عطار سرسختي كه در جستجوي داروهاي جديد بودند، كسي زحمت توجه بدانها را به خود هموار نميكرد.
آيا اصلاً لازم است به جانورنامهٴ عشق ريشار دوفورنيوال اشارهاي بكنيم؟ اين يك جانورنامه است، ولي ترديد دارم جانورشناس در آن مطلبي بيابد كه داراي فايدهٴ جانورشناسي باشد.
پدروي اسپانيايي شرح مفصلي بر كتابالحيوان ارسطو نوشت، براساس ترجمهٴ لاتيني مايكل اسكات. اين شرح بيشتر جنبهٴ كلامي داشت تا جانورشناسي و خيلي زود تحتالشعاع